الشيخ أبو الفتوح الرازي
277
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
لا إله الَّا انت سبحانك انّي كنت من الظَّالمين ، و هو شرط اللَّه لمن دعاه بها ، گفت : آن نام خداى كه چون او را به آن بخوانند اجابت كند ، و چون به آن بخواهند بدهد او را ، دعاى يونس بن متّى است ، يعنى اين كلمات ، و اين شرط خداست تعالى براى آن كس كه او را بخواند . امّا قوله : * ( وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ ) * ، قرّاء در او خلاف كردند ، عامّهء قرّاء خواندند : به دو « نون » دوم از او ساكن ، من الانجاء ، يقال : انجاه ينجيه انجاء ، و ابن عامر و أبو بكر عن عاصم خواندند : به يك « نون » و تشديد « جيم » . آنگه در وجه آن نحويان خلاف كردند ، فرّاء و زجّاج گفتند : لحن است و آن را وجهى نيست ، و انّما در كتابت يك « نون » نوشتند ، كراهة الجمع بين المثلين فى الخطَّ ، و براى آن كه « نون » با « جيم » پنهان نشود ، چه « جيم » با حرفهاى فم است ، و ظنّ آنان كه پنداشتند « نون » در « جيم » ادغام كردهاند خطاست ، براى آن كه « نون » با « جيم » هيچ نسبت ندارد . و بعضى دگر گفتند : اين فعل ماضى است مجهول على فعّل ، كانّه قال : نجّى المؤمنين ، برهانيدند مؤمنان را ، آنگه مؤمنون بايست به رفع ، لإسناد الفعل اليه ، عذر خواستند از اين و گفتند : فعل مسند است با مصدر مضمر كانّه قال : نجّى النّجاء المؤمنين ، و مؤمنين مفعول دوم باشد ، و مثله ، ضرب زيدا ، على تقدير : ضرب الضّرب زيدا ، و قال الشّاعر : و لو ولدت قفيرة ( 1 ) جرو كلب لسبّ ( 2 ) بذلك الجرو الكلابا و كلاب بايست ، جز كه مصدر اضمار كرد و فعل به او اسناد كرد ، و اين وجهى ضعيف است و بيتى مجهول ، و اين روا نباشد كه ضرب زيدا ( 3 ) على ما قدروه . دگر آن كه « يا » مفتوح بايست ، و كس « يا » مفتوح نخواند . پس اين قراءت ضعيف است و حمل كردن كلمه را بر آن كه از تنجيه است و تفعيل وجهى ندارد براى آن كه ننجّي بايد به تحريك هر دو « نون » و كس نخواند . اگر گويند : اسكان كردند پس ادغام ، گوييم : بيان كرديم كه ادغام خطاست گفتن اين جا لبعد المخرج . قوله : * ( وَزَكَرِيَّا ) * ، التّقدير : و اذكر زكريّا * ( إِذْ نادى رَبَّه ) * ، حين دعا * ( رَبَّه ) * ، و ياد كن اى
--> ( 1 ) . آب ، آج ، لب ، آز : فقيرة . ( 2 ) . آب ، آج ، لب ، آز : لست . ( 3 ) . آط : زيد ، به قياس با نسخهء آب ، تصحيح شد .